دانلود خردگرایی متقدم

علوم انسانی

نزدیکترین نظریه‌ای که می‌تواند گرایشهای هندسی و ساخت گرایانه آغاز قرن بیستم را تشریح کند، نظریه قابلیت ادارک است که در سال ۱۸۸۷ توسط منتقد و مورخ هنر کُنراد فیدلِر در گزارشی به نام «درباره منشأ فعالیت هنری» در سال ۱۸۸۷ منتشر کرد فیدلِر براساس اندیشه‌های موسیقی شناس ادوارد هانسلیک، که مخالف با نحوه بیان مبنی بر احساسات و طرفدار فرم ناب بود

دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل doc
حجم فایل ۲۵ کیلو بایت
تعداد صفحات ۲۷ صفحه

دانلود این فایل

توضیحات:

گسترش تاریخی

با آغاز قرن بیستم، فرایند صنعتی شدن، سطح گسترده‌ای از اروپا و آمریکا را فرا گرفته بود. ردش تب آلود ناشی از انقلاب صنعتی فروکش کرده و سرمایه‌داری به صورت استوار به عنوان نظام اقتصادی بورژوازی حاکم، مستقر شده بود. در نتیجه افزایش فشارهای اجتماعی و سیاسی، بخش صنعت به موضوعهای فرهنگی و هنری نیز توجه نشان داد.

تقریباً در همین زمان، بتن مسلح* به عنوان یک ماده جدید ساختمانی معرفی شد: تلفیقی از سیمان و میله‌های باریک آهن که البته از اواخر قرن نوزدهم، بیش و کم شناخته شده بود. در سال ۱۸۴۹، باغبان فرانسوی ژوزف مونیه، گلدانهای طویل گلخانه‌ای را از بتن مسطح ساخت. ژ.ال. لامبو هم قایقی از جنس بتن مسلح را در نمایشگاه بین‌المللی ۱۸۵۵ پاریس به نمایش گذاشت و فرانسوا کوینیه در سال ۱۸۶۱، مقاله‌ای با نام «بتن متراکم به هنر ساختمانسازی افزوده شده است» منتشر کرد که در آن بر اهمیت این ماده جدید ساختمانی تأکید می‌کرد. اما این سه نفر نتوانسته بودند، به درستی، اهمیت فولاد را در بتن برای صنعت ساختمان باز شناسند، تا اینکه در سال ۱۸۷۸، تادنوس هایات، وکیل انگلیسی مقیم آمریکا، این اختراع را به ثبت رسانید و چنین نوشت:

برای تولید سطوح، تیرهای و قوس‌ها، بتن سیمانی با آهن تلفیق می‌شود و آهن تنها در قسمتی که نیروها به صورت کششی کار می‌کنند به کار برده می‌شود. ]۲[

هایات خاصیت اصلی بتن مسلح، یعنی تلفیق تحمل فشاری بتن با قدرت تحمل کششی آن شناخته بود. علاوه بر آن چون آهن در درون بتن قرار می‌گیرد، در مقابل زنگ زدگی و حریق هم حفاظت می‌شود.

«هنر نو» در قلمرو فرهنگ و هنر، پس از یک اوج‌گیری سریع، خیلی زود از محتوا تهی و از ریشه‌های اصیل و روانشناختی خود جدا شد و به یک نوع تزئینات سطحی، سهل الوصول و تابع مد که بدون توجه به اصول کارکردی و مواد و مصالح، صرفاً گرته‌برداری و به کار برده می‌شد، تغییر ماهیت داد، به این ترتیب بود که جنبشهای جوان و نوی پدید آمدند که با جدیت به دنبال آفرینش یک راه حل جدید بودند. مهمترین آنها کوبیسم بود. کوبیسم از همان آغاز کار، روش جدید نظاره اشیا را مطرح کرد. این موضوع را نخستین بار پل سزان عنوان کرده بود. وی در نقاشیهای خود اشیای مختلف را تا حد ترکیبی از اشکال اصلی هندسی ساده کرد. «جنبش کوبسیم» که ناشی از مجموعه‌ای از عوامل متوازی و هم ارزش بود، طی سالهای ۱۹۰۵ تا ۱۹۱۰ در پاریس ظهور کرد و ژرژر براک و پابلو پیکاسو در آن نقش نهایی را بازی کردند. تجربه‌های ایشان ملهم از منابع مختلف، از جمله هنر آفریقا؛ و متمرکز بر طرحهای سه بعدی اما نه به معنای رنسانسی آن و به وسیله پرسپکتیو، بود. اصول کوبیسم بسیار ساده بود: ساختن تصویر به کمک اشکال هندسیع ترسیم سه بعدی اشیا در تمامیت فضایی آنها به وسیله تجزیه آنها به اجزای تشکیل دهنده‌شان و تنظیم دوباره آنها، چه در کنار هم و چه در حالتی که به صورت شفاف در یکدیگر تداخل کنند و در مجموع یک دریافت همزمان از زوایای مختلف، بدون توجه به یک نقطه دید اصلی و نهایتاً ایجاد وحدت بین شیء و زمینه‌اش. کوبیسم بر خلاف این ادعا که «نه تنها هر آنچه را می‌بیند، بلکه هر چه را که وجود دارد نیز می‌تواند بیان کند» هیچگاه موفق نگردید به یک نمای کاملاً انتزاعی از اشیا دست یابد، زیرا همچنان برخی از اصول طبیعت گرایانه را در خود حفظ کرد و این اصول تا ظهور جنبش‌های بعدی رها نشدند.

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code